در اننظار دیدنات
بوسههای نخستین
......................باور نمیشوند
اینک سالهاست
به نگاهی خلاصه دل بستهام
که از یک عکس ۶ در۴ قدیمی
از جایی دور پرتاب شده است.
............................... .می ٢٠٠٩
...........................کوُل کالیفرنیا
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید/ یک نفر در آب دارد می سپارد جان/ یکنفر دارد که دست و پای دائم می زند/ روی این دریای تند و تیره و سنگین که میداند. (نیما یوشیج)
در اننظار دیدنات
بوسههای نخستین
......................باور نمیشوند
اینک سالهاست
به نگاهی خلاصه دل بستهام
که از یک عکس ۶ در۴ قدیمی
از جایی دور پرتاب شده است.
............................... .می ٢٠٠٩
...........................کوُل کالیفرنیا
اسمات که خوانده شد
تمام کابلهای تلفن
که زیرِ زمین ِ سخت
سخت خوابیده بودند
.........................بیسیمتر شدند
و نامهای مستعارت
ای_میل شد.
*
در کوچههای یار
کسی صدایات را
........................طرح زد بر دیوار
تا هم طرح تازه شد
هم وهمِ سبز تازه شود همْطرح
مثل شما و شما و شما!
*
وقتی که هیچ نشد باز
ما باز باز شدیم
در بینهایت پروازهای بلندت
**
نه باغ خنده به لب زد
وقتی سفر
دستان فراخات را
............................دراز کرد
و دیگرانِ تو ماندند بی تو
مثل شما و شما
* *
آن سوی دیگرانِ تو اما
ماندند نیز
تا چشم خاک نبندد
و چشمهای تو تاریک شد
و طرحهای تو با طنز گفته شد هنوز
در کارهای بارْ بارِ شما
آمده در دفترهنر ویژهی سهتفنگدار
آستینام را بالا نمیزنم
با فواره میقصم
فرمان ایست را میروم
با چراغ روشن میشوم
کنار برف دراز میکشم
تنهاییام را در آینه خالی میکنم
پاییز را سبز میبینم
کویر را آب میدهم
درخت را به شاخه پیوند میزنم
به خانه بر میگردم
دختران آفتاب را
گلباران میکنم
و با گرسنگی سیر میشوم
*
لازم نیست
آستینام را بالا بزنم!
خواب دریاچهست که از چشمانام میگذرد
................................١٠ آوریل ٢٠٠٩
...........................کوُل کالیفرنیا
میتوانید از آی آدمها بخواهید