موسیقی متن سایت
موسیقی‌ی متن آی آدم‌ها راهِ رهایی موسیقی : میدیا فرج نژاد با صدای سید حسام سراج است.

۱۳۸۸/۲/۱۶

تنهایی‌ام را در آینه خالی می‌کنم

.

آستین‌‌ام را بالا نمی‌زنم

با فواره می‌قصم

فرمان ایست را می‌روم

با چراغ روشن می‌شوم

کنار برف دراز می‌کشم

تنهایی‌ام را در آینه خالی می‌کنم

پاییز را سبز می‌بینم

کویر را آب می‌دهم

درخت را به شاخه پیوند می‌زنم

به خانه بر می‌گردم

دختران‌ آفتاب را

گلباران می‌کنم

و با گرسنگی سیر می‌شوم

*

لازم نیست

آستین‌‌ام‌ را بالا بزنم!

خواب دریاچه‌ست که از چشمان‌ام می‌گذرد

................................١٠ آوریل ٢٠٠٩

...........................کوُل کالیفرنیا


۱۳۸۸/۲/۱۰

اسم این کوچه شهید نشد

.

وقتی شناسنامه‌ام

آن قدر باطل شد

که "پِرلاشِز"*

لاشه نمی‌پذیرد

با صدای‌ات بلند ‌می‌شوم

که فاتحه‌ات ‌خوانده نیست

پس "فاتح شدم

و ۶٧٨"** بار

ساکن و مرداب

وقتی صدای مرغابی

بوی خزر می‌داد

خیابان ها سنگفرش بود

و فرش خانه‌ی همسایه سوراخ

دیوار موش داشت

و موش گوش

و ما فقط به ارتباط جبری اعداد

...............................جمع می‌شویم

اسم این کوچه شهید نمی‌شود

پس از بن بست که بالا می‌روی

"هوای تازه"*** می‌خوانی

و شاملو با پریا پریده بود

که از دریاچه دوریم

و آب رودخانه خیس نیست

...................................سی‌ام آوریل ٢٠٠٩

................................کوُل کالیفرنیا

*گورستانی که صادق هدایت در آن مدفون است.
**وام از شعر فروغ فرخ زاد
***اشاره به کتاب به همین نام از احمد شاملو

شناسنامه ٣٠

.

شناسنامه‌ام

تنهاترین ستاره‌ای‌ست

که بر پیشانی‌ی خزر

نوشته شده.

.........................سی ام آوریل ٢٠٠٩

.......................کوُل کالیفرنیا


۱۳۸۸/۲/۸

روی موج کوتاه

.

تاریک‌تر از آن‌ست

که از روز بگوید

از عشق می‌گوید وُ

از بهار

که هم‌جنس آفتاب‌اند!

.......................................١۵ مارس ٢٠٠٩

............................................ آبرن کالیفرنیا

۱۳۸۸/۲/۲

روی موج کوتاه

.

صبحانه‌ام را با تو تقسیم می‌کنم

سال‌هاست که رفته‌ای

وسهم تو از نان سنگگ

بر روی سفره

................کپک زده است!

..............................................١۵ مارس ٢٠٠٩

............................................ کوُل کالیفرنیا

۱۳۸۸/۱/۲۰

از پشت سیم‌ خاردار هم می‌شود شنید


.

از سیم خاردار می‌گذرد

و آن‌ سمت

مشتی که فال می‌گیرند

حرف‌ها که می‌گذرد

تابوت سبز می‌شود

........................تا درخت.

شکل حروف بی‌صدا!

خاموش است این دست

بلندگوهای مازاد بر احتیاج

خبری را اعلام نمی‌کنند

آن‌قدر تاریک است یکشنبه

که در تقویم امسال

...........................دیده نمی‌شود

فرق شما با ابر چیست؟

خواب‌ مرا هیچ رختخوابی

پهن نمی‌کند

باید بیرونِ این دایره

ریخته شده باشم

وگرنه ابروهای پیوسته‌ی عکس‌های قدیمی

قاب‌های‌ام را وصل می‌کردند

از پشت سیم‌ خاردار هم می‌شود شنید

بی پرِ پروانه

........................................................١۵ مارس ٢٠٠٩

.................................................... کوُل کالیفرنیا

۱۳۸۸/۱/۱

همین حوضچه‌ی خالی‌ست

.

نام این پرنده آن قدر سوراخ است که

"یاد یار مهربان آید همی"

کنار باغچه‌ سبز می‌‌شود

................................پاییز!

درختِ تنها میوه نمی‌دهد

دستان‌اش کوتاه‌اند

بوی توچال می‌دهد

حرف‌های رسیدن

نام شما چه بود؟!

این‌جا سوال‌های کوتاه

با شماره‌های بلند آویزان می‌شوند

"خواب‌های شماره‌دار

پشت دیوارهای شماطه"

مثل خدا همین حوضچه‌ی خالی‌ست

که ماهیان سرخ از آن بالا می‌روند

بالاتر از سرخ

پرنده‌ای‌ست

که پرواز را می‌پرد

نام شما چه بود؟

آخرین خبر هنوز داغ نشده است

دوربین‌ات را

روی این پرنده زووم کن

پرستوهای مسافر

تازه می‌شوند

یادداشت‌های کوچک

در خیابان‌های برهنه رژه می‌روند

نام شما چه بود؟

من از خاطرات سبز درخت

..........................پُرم

و شناسنامه‌ام

به کشاورزان بومی‌ی مکزیک

................................می‌رسد

..................................................................................... کوُول کالیفرنیا

.........................................................................فروردین ١٣٨٨